جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
836
تحفة الملوك ( فارسى )
مقدم داشت ، بلكه حق پدر را لازم است كه مقدم بدارند ؛ زياده آنكه بسيارى از امور مستحبه مىباشد كه ثواب آن بيشتر از امور واجبه است و حال آنكه مستحب مقدم بر واجب نمىباشد ؛ از قبيل سلام نمودن كه مستحب است و ثواب آن بيشتر است از جواب سلام دادن كه واجب است و در حال تعارض ، مقدم بر سلام نمودن است . بارى ، و از جملهء حقوق ايشان آن است كه فرزند مساعدت و مواسات ايشان را به مال خود قبل از اظهار ايشان و بدون منّت و مذلت و طلب عوض بنمايد ، و مال خود را از ايشان داند و مال ايشان را از خود نداند ، و خود را و مال خود را بالنسبه به ايشان مثل مملوك و زرخريد بالنسبه به مالك و آقاى او داند ؛ زياده و قطع نظر از اينكه مادام كه آنها فقير و فرزند ، غنى و مالدار بوده باشد نفقه و اخراجات ضروريهء ايشان بر فرزند واجب و لازم است . و بايد كه هميشه اظهار خيرخواهى و نصحفرمايى ايشان را در ظاهر و باطن و در امر دنيا و آخرت و در جميع امور و حلالات بنمايد و مراعات كند ، و كمالات ايشان را اظهار و عيوب و نقايص ايشان را پنهان دارد و زبان سفيه و بدگويى را از ايشان كوتاه نمايد هرچند كه به واسطهء بذل نمودن مال باشد ، و با دوست ايشان دوست و با دشمن ايشان دشمن باشد ، و در جميع امور و احوال ، خود را بالنسبه به ايشان مثل مملوك بالنسبه به مولى و زن بالنسبه به شوهر بداند ، و از مخالفت و عقوق كه معناى آن ترك حقوق است نهايت دورى و احتراز نمايد ؛ مثلا از قلّت محبت و اخلاص كيشى و تحقير و تسفيه نمودن و استهزا كردن و در اموال بخل و لئامت نمودن و در اسباب معيشت آنها تقصير و تغافل كردن و احسانات خود را مشوب به منت گردانيدن و اهانت و بىشفقتى و بىنصرتى در امور به ايشان نمودن و امثال اينها ، كه اضداد حقوقى است كه ذكر شد ، بايد كه احتراز نمايد و بداند كه چنانكه برّ و احسان به آنها در درجهء بعد از درجه اطاعت خداوند و صحت عقيده است ، همچنان عقوق و ترك حقوق آنها در مرتبهء تالى معصيت و كفران به خداوند و فساد عقيده است و از گناهان عظيمه و از اكبر كباير است و علاوه بر عذاب اخروى كه بر اينكس لازم مىآيد اينكس به عذاب و خزى و خسران